تعریف نوآوری و بررسی ابعاد مختلف آن (قسمت دوم)

نوآوری از ابعاد مختلف می تواند مورد بحث قرار گیرد:

۱- از بعد تازگی و زمان، نوآوری رامی توان به دو نوع رادیکال و تدریجی تقسیم کرد.

۱-۱- نوآوری رادیکال عبارت است از تغییرات عمده در ساختار ماهیت محصول و یا فرآیند در زمان کوتاه؛ به عبارت دیگر در نوآوری رادیکال، نسبت تغییرات پدید آمده به زمان بهوقوع پیوستن تغییرات، بسیار زیاد است.

۱-۲-نوآوری تدریجی عبارت است از اصلاحات و بهبودهای جزئی در محصول یا فرآیند در بازه زمانی طولانی است.

۲- از بعد فرآیند، نوآوری را به طور کلی می توان به سه زیر فرآیند اصلی تقسیم نمود.

۲-۱-زیر فرآیند تولید دانش علمی و فناورانه (خلق)

۲-۲-زیر فرآیند تبدیل دانش به مصنوع (انتشار)

۲-۳-زیر فرآیند تطبیق مصنوع با نیاز بازار (بهره برداری)

۳-همچنین فرآیند نوآوری را می توان در قالب ۵ نوع الگو تقسیم نمود. اینالگوها عبارتنداز:

۳-۱-فرآیند نوآوری مبتنی بر فشار فناوری

۳-۲-فرآیند نوآوری مبتنی بر کشش بازار

۳-۳-الگوی پیوندی

۳-۴-الگوی یکپارچه

۳-۵-الگوهای سیستمی و شبکه سازی

تعریف نوآوری و بررسی ابعاد مختلف آن (قسمت اول)

نوآوری ریشه در واژه لاتین innovation دارد. و مفهوم آن « ایجاد یک چیز جدید» می باشد. تاکنون تعاریف گوناگونی از نوآوری ارائه شد است. در ذیل چند نمونه ازآن آورده شده است.

۱-نوآوری یعنی بهره برداری موفق از ایده های جدید

۲-نوآوری لزوماً به معنای تجاری سازی یک پیشرفت عمده در مرز های فناوری (نوآوری انقلابی) نیست. بلکه حتی بهره برداری از تغییراتی کوچک در دانش فنی فناورانه (بهبود یا نوآوری تدریجی) را نیز در بر می گیرد.

۳-نوآوری نه تنها شامل خلاقیت است، بلکه باید اختراع حاصل از خلاقیت به بازار عرضه شده و به مردم فروخته شود. لذا نوآوری را فرآیند توسعه تا پیاده سازی یک اختراع دانسته اند.

۴-یک نوآوری محصول و یا فرآیند، یک محصول (کالا و یا خدمات) جدید و یا بهبود یافته (به میزان قابل توجه) معرفی شده به بازار و یا معرفی یک فرآیند جدید و یا بهبود یافته در درون سازمان است. نوآوری بر پایه ی نتایج توسعه های جدید فناورانه ، ترکیب های جدید از فناوری های موجود یا استفاده از دانش های دیگر کسب شده توسط سازمان اقتصادی است. تنها لازم است که نوآوری برای سازمان شما و نه لزوما بازار جدید باشد.

۵-نوآوری عبارت است از فرایند توسعه ی نظریه های جدید و نظریه های خلاق و تبدیل آ ن ها به محصولات، خدمات یا روش های کاربردی و مدل های سازمانی جدید و سودمند . در یک تعریف دیگر، فرآیند معرفی یک اختراع، یک نظریه یا کاربرد جدید و تبدیل آن به ارزش یا ثروت، نوآوری می باشد. بنابراین ایجاد ارتقاء و بهبود و یا ارایه یک اختراع به بازار و تجاری سازی آن را در جهت خلق ارزش و ثروت نوآوری گویند. در جا منظور از تجاری سازی، بکارگیری نتایج و دستاوردها در عمل است.

۶-نوآوری فناورانه عبارت است از نوآوری ای که محور اصلی آن فناوری بوده و مبتنی بر دانش یا نظریه های فنی جدید و یا به کارگیری خلاقانه ی فناوری های موجود شکل گرفته و منجر به تولید محصولات و یا خدمات جدید می شود.

۷-از منظر دیگر خلاقیت و نوآوری را می توان بدین گونه تعریف نمود : «خلاقیت» بیشتر در جنبه های فکری و نظری و به اصطلاح فعالیت های ذهنی و طراحی قبل از عمل و «نوآوری» را بیشتر در جنبه های کاربردی و عملی و به اصطلاح به فعالیت های عملی و اجرایی بعد از عمل بکار می برند. بنابراین طراحی و پیشنهاد فکرها و ایده ها و طرح های نو را «خلاقیت» و اجرا و پیاده کردن آن ها را «نوآوری» می نامند.

پایان قسمت اول.

ریسک

ریسک

ریسک عبارت است اندازه ی ناتوانی بالقوه در دستیابی به اهداف کل برنامه در محدوده ی هزینه ای، زمانی و فنی مشخص؛ و دارای دو مولفه است:

۱-احتمال ناکامی در دستیابی به خروجی های خاص،

۲-پیامدها یا تاثیرات این ناکامی.

در واقع، باید گفت که استراتژی تامین و اکتساب محصول، مدیریت ریسک را مخاطب خود قرار می دهد. مدیر برنامه/ پروژه باید حوزه های ریسک را شناسایی کرده و آن ها را در سرتاسر برنامه مدیریت نماید. استراتژی تامین به نحوی کاهش ریسک در سطح محصول را شرح می دهد.

حوزه های ریسک عمدتا عبارتنداز: تهدیدات و مطالبات، فناوری، طراحی و مهندسی، ساخت و تولید، پشتیبانی، هزینه و زمان. برای راحتی کار، معمولا از دسته بندی زیر استفاده می شود:

ریسک فناوری:

ریسک ناشی از بالغ نشدن و یا عدم دسترسی به موقع به یک فناوری مورد نیاز.

ریسک تکنیکی(فنی):

ریسک ناشی از عدم دستیابی محصول به اهداف عملکردی اش، عدم توسعه محصول در چارچوب زمانی معین شده، یا افزایش هزینه برنامه.

ریسک ناشی از فعالیت های مرتبط با فناوری، طراحی و مهندسی، ساخت و فرآیندهای فنی تست ، تولید و لجستیک.

ریسک ها یکی از تهدیدات مهم در قبال موفقیت یک پروژه به شمار می روند و بر سه متغیر اصلی پروژه یعنی زمان، هزینه و عملکرد فنی اثرات فنی می گذارند. در صورتی که محصول پروژه از عملکرد فنی بالایی برخوردار بوده و در عین حال با محدودیت زمان و هزینه نیز مواجه باشد، پروژه با خطر دست نیافتن به اهداف خود در هزینه، زمان و عملکرد فنی روبه رو خواهد شد.

یکی از عوامل مهم در ایجاد ریسک، فناوری های مورد نیاز پروژه است. به عبارت دیگر، وقتی فناوری مورد نیاز به موقع بالغ نگردد و یا در دسترس قرار نگیرد، پروژه به مخاطره خواهد افتاد. فاصله بین وضعیت فعلی یک فناوری تا وضعیت مطلوب آن معیاری است برای اندازه گیری ریسک اولیه ناشی از بکارگیری آن فناوری در پروژه. اختلاف این دو سطح می تواند نشان دهنده مقدار ریسک فنی ناشی از این فناوری باشد. هر چه فاصله بیشتر باشد، مقدار ریسک افزایش می یابد؛ و به همین نسبت افزایش زمان و هزینه را به دنبال خواهد داشت.

بلوغ یک فناوری (TML)

یک فناوری باید به یک نیاز پاسخ دهد. گاهی این فناوری در یک محصول مورد استفاده قرار می گیرد، گاهی در فرآیند تولد یک محصول به کار می رود، گاهی خود تبدیل به یک محصول می شود. با توجه به مطالب بیان شده بلوغ فناوری عبارت اند از:

استفاده موفقیت آمیز یک فناوری در یک محصول، یا یک فرآیند، و یا تبدیل شدن به محصول موفق.

با توجه به تعریف، هدف اندازه گیری سطح بلوغ یک فناوری (TRL)، تعیین این مطلب است که فناوری مذکور تا چه حد می تواند انتظارات یک محصول یا فرآیند را برآورده سازد به گونه ای که محصول یا فرآیند در محیط واقعی بتواند با موفقیت ماموریت خود را انجام دهد بنابراین:

برای آن که بتوان گفت یک فناوری بالغ است، بایستی این فناوری در یک پروتوتایپ یا یک نمونه ی مهندسی مورد استفاده قرار گرفته، در یک محیط واقعی یا شبه واقعی تست شده، و عملکرد مناسب آن برای کاربرد مورد نظر اثبات شده باشد.

ابعاد فناوری

فناوری قابلیتی (دانش و توانایی) است که منجر به تولید محصول می‌شود. به عبارت دیگر، فناوری همه آن چیزی است که در سازمان تولید‌کننده باقی می‌ماند و محصول شامل همه آن چیزی است که به مشتری تحویل داده می‌شود.فناوری دارای چهار رکن اساسی شامل: «دانش فنی»، «نیروی انسانی»، «سازمان» و «سخت افزار» است. و دارای سه بعد می باشد.

 

ابعاد فناوری به شرح ذیل قابل تقسیم بندی است.

۱-۱٫ نوع شناسی فناوری

۱-۱-۱-ماهیت فناوری

  • فناوری‌های نوظهور (مانند فناوری‌های شناختی، نانو، زیستی، IT و مواد پیشرفته)
  • فناوری‌های سیستمی (مانند فناوری‌های طراحی، ساخت، آزمون، آموزش و بهره‌برداری و مدیریت)
  • فناوری‌های محصولی (حیاتی ـ کلیدی ـ پایه)

 

۱-۱-۲-پیچیدگی فناوری

  • فناوری‌های مرتبط با محصول
  • فناوری‌های مرتبط با مجموعه‌ها و زیرمجموعه‌ها
  • فناوری‌های مرتبط با مواد و قطعات

 

۱-۲٫ سطح آمادگی فناوری (TRL)

  • عدم قطعیت بالا (سطح آمادگی فناوری > 3)
  • تحقیقات کاربردی (سطح آمادگی فناوری حداکثر ۶)
  • عدم قطعیت نرم افزاری طراحی (دانش فنی) (سطح آمادگی فناوری بین ۶ تا ۹)
  • بدون عدم قطعیت (سطح آمادگی فناوری ۹)

 

۱-۳٫ راهکار توسعه فناوری

  • کپی سازی
  • مهندسی معکوس
  • طراحی مستقیم
  • بهینه سازی
  • جذب فناوری

راهکارهای توسعه فناوری

راهکارهای توسعه فناوری در صنایع و کشورهای در حال توسعه عبارتنداز:

۱-کپی سازی: عبارتست از استفاده از مدارک و مستندات دانش فنی یا الگوهای فیزیکی آماده و طراحی و ساخت آن با حداقل تغییرات. این کار از طریق دمونتاژ محصول و استخراج نقشه های فنی آن انجام می شود.

۲-مهندسی معکوس: در این روش استفاده از محصولات آماده، مبنای طراحی است در حالی که ممکن است مدارک دانش فنی آن در اختیار نباشد و یا فناوری های آن نیز تغییر داده شود. تفاوت مهندسی معکوس با کپی سازی، توانایی تحلیل و بهینه سازی‌های بعدی است. پروژه‌های مهندسی معکوس دارای فاز طراحی مفهومی نیستند ولی دارای فاز امکان سنجی است و در آن بیشتر به دنبال در دست بودن فناوری های مورد نیاز در ابعاد مختلف ابزار طراحی، ساخت و تست می گردد.

۳-طراحی مستقیم:طراحی و ساخت سیستم هایی که قبلاً فنآوری آن در اختیار نبوده و عمدتاً متکی بر دانش طراحی و خلاقیت سازندگان آن است. از این رویکرد تحت عنوان طراحی خلاقانه نیز یاد می شود.

۴-بهینه سازی: انجام تغییرات یا اضافه کردن قسمت هایی به سیستم هایی که قبلاً فنآوری آن در اختیار بوده و نسبت به ارائه ویرایش جدید اقدام می شود.

۵-جذب فناوری: خرید دانش فنی و همچنین اسناد تکنولوژیک از شرکت های سازنده محصولات. تفاوت عمده انتقال تکنولوژی با خرید دانش فنی آنست که اولی از کارخانجات و خطوط تولیدی خریداری می شود در حالی که خرید دانش فنی از شرکت های طراحی خریداری می شود که مستقیما قابلیت تولید انبوه ندارد. برای رسیدن به طراحی‌های سیستمی یا زیر سیستمی قبل از رسیدن به بلوغ ممکن است از این راهکار استفاده می شود.

فلوچارت فرآیند طراحی و محصولی در سازمان فضایی آمریکا (NASA)

فلوچارت فرآیند طراحی محصولی در NASA به شکل ذیل می باشد. موارد قابل تامل به شرح زیر است. ۱-انتخاب مدل طراحی ۲-ترسیم ماتریس I*I برای زیر سیستم ها جهت بدست آوردن تعاملات و ارتباطات فیزیکی، شیمیایی، الکتریکی

روش رسم ماتریس ساختار طراحی

برای ترسیم ماتریس ساختار طراحی باید مراحل زیر را دنبال نمایم.

  • تجزیه تفکیک سیستم به المان­های تشکیل دهنده آن از طریق سطوح مختلف سلسله مراتب و درخت محصول.

ادامه متن

ماتریس ساختار طراحی (Design Structure Matrix)

ماتریس ساختار طراحی (DSM)

ابزار مدل­سازی شبکه است که برای ارائه عناصر دربرگیرنده یک سیستم و تعاملات آن و درنتیجه برجسته کردن معماری سیستم (یا طراحی ساختار) استفاده می‌شود.

ادامه متن