انواع راهبرد های نوآوری محصول

کاتلر  محصول را اینگونه تعریف می کند::« چیزی که بتواند برای ارضای یک خواسته یا نیاز به بازار ارائه شود. محصولاتی که بازاریابی می شوند شامل کالاهای فیزیکی، خدمات، تجربیات، وقایع، افراد،اماکن، دارایی ها، سازمانها، اطلاعات و ایده ها هستند»

در دستورالعمل اسلو هدف غایی از نوآوری محصول این نکته است که شرکت می تواند
با معرفی یک محصول جدید که به آن اجازه افزایش تقاضا و افزایش قیمت فروش را می دهد، یک مزیت رقابتی را حاصل نماید.

نوآوری محصول از نگاه دستورالعمل اسلو به معنای «معرفی یک محصول یا خدمت است که از لحاظ خصوصیات یا کاربردهای آگاهانه اش، جدید یا همراه بهبود قابل توجه باشد». این نوآوری شامل بهبودهای قابل توجه در مشخصات فنی، اجزا و مواد تشکیل دهنده، نرم افزارهای پیوسته به آن، راحتی کاربری آن و یا دیگر خصوصیات کارکردی آن است.

آدامز به هنگام بحث از نوآوری محصول، به نقل از آبرناثی و اوتربک معرفی محصولات یا خدمات جدید یا با اصلاح قابل توجه برای برآورده کردن نیاز یک کاربر یا بازار را به عنوان نوآوری محصول تعریف می کند که اثر آن چیزی است که مشتری آن را می بیند.

می توان نوآوری مربوط به محصول را در سه قالب فرآیند توسعه یک آیتم جدید، خود آن آیتم جدید، و فرایند دنباله روی از آیتم جدید تعریف کرد.

هندرسون-کلارک با تقسیم دانش مورد نیاز برای توسعه محصولات جدید، نوآوری هایی در راستای دو بعد معرفی نمودند: دانش اجزا و دانش پیوند بین اجزا که آنها این دانش را «دانش معماری» نامیدند.

نوآوری محصولبه عنوان مثال می توان از محصول هارد دیسک نام برد. در این مثال، نوآوری تدریجی، یک بهبود در ظرفیت دیسک مغناطیسی، و سرعت گردش سریع تر است. نوآوری واحدی شامل جایگزینی نوک فریتی خواندن/ نوشتن هارد دیسک ها با نوکهای فلزی نازک؛ و نوآوری معماری شامل موجهای کوچک سازی هارد دیسک است، به این صورت که کامپیوترهای مین فریم اولیه با دیسکهای قطری ۱۴ اینچی بسته بندی می شد، اما بعد از چند سال صنعت دیسکهای ۸، ۵٫۲۵، ۳٫۵، ۱٫۸ اینچ را نیز به خود دید. مصداق نوآوری بنیادی را می توان گذر از فناوری مغناطیسی به فناوری اپتیکی یا نوری دانست.

0 پاسخ ها

نظر بدهید

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
تمایل به کمک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *